زهرا اسلامى فرد
148
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
عربها هنگامى كه پرستشگاههاى يونانيان و روميان ، كاخهاى ايرانيان و كليساهاى بيزانس را با چشم ديدند ، پس از شهرنشينى دريافتند كه بايد به ساختن خانههاى زيبا و مسجدهاى باشكوه بپردازند . درواقع مسلمانان بر سرزمينهايى فرمانروا شده بودند كه در آن صنعتگران و هنرمندان مصرى ، سورى ، يونانى و ايرانى ، هنرى چند صد ساله داشتند . « 1 » چنان كه گفته آمد ، مسلمانان از هنرهاى اقوام پيشين استفاده كردند ، اما اين بدان معنا نبود كه آنان ابداع و نوآورى نداشتند . هنر اسلامى درواقع آميزهاى است از مجموع تمدنهاى پيش از اسلام و ابتكار خود مسلمانان كه برگرفته از آموزههاى اسلامى است ؛ آنسانكه اكنون بهصورت ميراث عظيم بشرى در اختيار ماست . البته پوشيده نماند اين آميزش به همراه عملكرد و سلايق خلفا و درباريان گاه معيار هنر متعهد را تحت تأثير قرار داده و به همينرو در برخى از ادوار تاريخى ، جلوههايى از هنر ديده مىشود كه با باورهاى دينى و اهداف والاى دين در جامعهء آن روز همسو نيست ، تا جايى كه جنبه تخريبى آن بيش از جنبهء سازندگى و بالندگىاش نمود داشته است . در هر حال هنرمندان اسلامى ، اشكال و مضمونهاى كهن را به شيوههاى جديد در هنر اسلامى بهكار گرفتند و آن را در قالبى ديگر پديدار ساختند ؛ مانند بهرهگيرى از خوشنويسى و برخى نوآورىها در هنر سفالگرى . بىگمان وسعت و يكپارچگى قلمرو اسلام بهويژه در عصر عباسيان ، مايه تبادل اشكال هنرى از شرق به غرب و تا حدى كمتر ، از شرق به غرب شد و بدينرو بسيارى از شكلهاى هنرى پديدآمد . « 2 » امتياز ديگر هنر اسلامى در تنوع آن است . هنر اسلامى مجموعهاى است شامل معمارى و شهرسازى ، كاشىكارى ، مينياتور ، سفالگرى ، حجارى ، فلزكارى ، نقاشى ، كوزهگرى ، ابريشمبافى ، خاتمكارى ، فرشبافى ، آيينهكارى ، بلورسازى ، شيشهگرى ، خوشنويسى ، قنديلسازى ، منبتكارى ، پردهبافى و انواع صنايع تزئينى .
--> ( 1 ) . كريستين پرايس ، تاريخ هنر اسلامى ، ص 9 ؛ به نقل از : يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 256 . ( 2 ) . ريچارد نلسون فراى ، عصر زرين فرهنگ ايران ، ص 197 ؛ به نقل از : يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 256 .